اقبال لاهوری | زبور عجم | درین میخانهای ساقی ندارم محرمی دیگر
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
درین میخانهای ساقی ندارم محرمی دیگر که من شاید نخستین آدمم از عالمی دیگر دمی این پیکر فرسوده را سازی کف خاکی فشانی آب و از خاک آتش انگیزی دمی دیگر بیار آن دولت بیدار و آن جام جهان بین را عجم را داده ئی هنگامه بزم جمی دیگر