واژه جو

اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | نه هرکس خود گردهم خود گد از است

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

نه هرکس خود گردهم خود گد از است نه هرکس مست ناز اندر نیاز است قبای لا اله خونین قبانی است که بربالای نامردان درا راست

معنی اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | نه هرکس خود گردهم خود گد از است | واژه جو