واژه جو

افواق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افواق . [ اَف ْ ] (ع اِ) ج ِ فیقة، بمعنی شیری که میان دو دوشیدن گردآید در پستان . فیق . فیقات . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). و رجوع به فیقة شود. ◄ ج ِفوق . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به فوق شود.

معنی افواق | واژه جو