واژه جو

افقی کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

هموار کردن، صاف کردن، مستقیم کردن، خواباندن، مالاندن، پخش کردن، گستردن، له کردن، باخاک یکسان کردن، برانداختن، انداختن، ساقط کردن، سست کردن

معنی افقی کردن | واژه جو