افغان برآوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افغان برآوردن . [ اَ ب َ وَ دَ ] (مص مرکب ) ناله کردن . زاری کردن . فغان سردادن : کزان پیش کافغان برآرد خروس برآید زلشکرگه آواز کوس . نظامی . برآورد افغان که سلطان بمرد جهان مانده نام پسندیده برد. سعدی . رجوع به افغان شود.