واژه جو

افصام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افصام . [ اِ ] (ع مص ) بازایستادن باران و تب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بازایستادن باران . قطع شدن تب . (ناظم الاطباء). واایستادن باران و تب . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی افصام | واژه جو