واژه جو

افشرده گام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افشرده گام . [ اَ ش ُ دَ / دِ ] (ص مرکب ) استوارگام .گام سخت . آنکه گامش محکم و استوار باشد : چنان زورمندند و افشرده گام که یک تن بود لشکری را تمام . نظامی .

معنی افشرده گام | واژه جو