افسون گر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسون گر. [ اَ گ َ ] (ص مرکب ) کسی که افسون خواند. آنکه شغلش افسون کردن است . ساحر. جادو. فسونگر. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ مارگیر. ◄ محیل . مزور. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
جادوگر، ساحر، معزم دلفریب، طناز، عشوهگر، فتان، فریبنده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی