واژه جو

افتاده‌حال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افتاده حال . [ اُ دَ / دِ ] (ص مرکب ) متواضع. فروتن . ساکت . آرام . و رجوع به افتاده حالی شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی افتاده‌حال | واژه جو