افان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افان . [ اِف ْ فا ] (ع اِ) زمان . هنگام . اوان . (آنندراج ). هنگام . وقت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اِف ّ. اَفّان . تَئفَّه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). گویند: «کان ذلک علی افه و افانه »؛ یعنی وقت و هنگامش بود و یقال : «اخده بافانه »؛ یعنی گرفت آن را در وقت آن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).
افان . [ اَف ْ فا ] (ع اِ) هنگام . وقت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اِفّان . رجوع به این کلمه شود.