افادت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افادت . [ اِ دَ ] (ع مص ) افادة. برسولی نزد کسی آمدن . (منتهی الارب ). ◄ فایده دادن . (منتهی الارب ). سود دادن . سود بخشیدن . فایدة. رجوع به این کلمه شود : تا شنوندگان و خوانندگان را افادت باشد. (مقدمه ٔ اسدی ). پس تعلیم دیگران که اگر به افادت دیگران مشغول شده و در نصیب خویش غفلت ورزد همچون چشمه ای باشد که از آب همگنان را منفعت حاصل می آید و او از آن بیخبر. (کلیله و دمنه ). افادت تعلیم و افاضت تلقین سندباد را اثر کم از آن ننمود.(سندبادنامه ص ٥٤). ♦ افادت اثر ؛ اثر فایده داشتن . فایده داشتن . فایدت دادن : کتاب افادت اثر حبیب السیر. (حبیب السیر ج ٣ ص ٣٢٣). کتاب افادت اثر حبیب السیر مشتمل بر تعیین وقایع ایام سلطنت خانان ترکستان . (حبیب السیر ج ٣ ص ١). ♦ افادت ارتسام ؛ فایده دارنده . منفعت دهنده : این کتاب افادت ارتسام بمیل تمام و رغبت لاکلام . (حبیب السیر ج ٣ ص ٢). ♦ افادت ایاب ومطالعه ٔ آن حضرت را به آن کتاب افادت ایاب حواله نماید : . (حبیب السیر ص ١٢٣). ◄ (اِ) فیس . ناز. کبر. افاده رجوع به افاده شود : نشنود گوئی ز پیغمبر بدین اندر سخن بر سر کرسی ترا چندین افادت چیست پس . ناصرخسرو.