اغی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغی . [ اَ ] (اِخ ) این کلمه در ابیات زیر از ابوزید لحیان بن جلبة محاربی از شعرای جاهلی آمده است : الا ان جیرانی العشیة رائح دعتهم دواع من هوی و منازح فساروا لغیث فیه اغی فغرّب فذو بقر فشابة فالذرائح . ابوالحسن اخفش گوید: اغی نام موضعی است زیرا ضمن اسامی موضعهای دیگر ذکر شده که همه بهم نزدیک بوده اند. و مازنی گوید: نام نوعی گیاه است . و اخفش گوید: در هیچ یک از کتابهای گیاهی ندیدم که «اغی » نام گیاه باشد و ریاشی نیز آن را نشناخته و ابوحاتم آن را تفسیر نکرده است . (از معجم البلدان ).