اعتیاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ا ِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- به عوض خواستن.<BR>۲- بدل دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ا ِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- به عوض خواستن. ۲- بدل دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتیاض . [ اِ ] (ع مص ) به عوض خواستن آمدن . ◄ عوض گرفتن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عوض بستدن . (المصادر زوزنی ). چیزی را بجای چیزی گرفتن . (از اقرب الموارد). ◄ عوض دادن . در این لفظ یاء بدل از واو است . (از لطائف غیاث اللغات ) (آنندراج ). ♦ اعتیاض فرستادن ؛ عوض دادن . بدل دادن . پاداش دادن : زین سبب نبود ولی را اعتراض هرچه بستاند فرستد اعتیاض . مولوی .