اعتیاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) عادت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] (مص ل.) عادت کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتیاد. [ اِ ] (ع مص ) عادت کردن . (المصادر زوزنی ) (از منتخب از غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خوی گرفتن . خوکردن . خوی کردن بچیزی . (یادداشت بخط مؤلف ). یقال : اعتاده ؛ عادت کرد او را. (منتهی الارب ). ضَراوَة. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ پیاپی آمدن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ بازگشتن به اول کار. (یادداشت مؤلف ). ◄ پیاپی خواستن چیزی را. (یادداشت مؤلف ). ◄ بازآمدن . (آنندراج ) (از منتخب از غیاث اللغات ). آمدن . (المصادر زوزنی ). ◄ در اصطلاح مقابل غرابت باشد، چنانکه معتاد ضد غریب است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ◄ (اِمص ) عادت بچیزی و خوگرفتگی بدان . (ناظم الاطباء). خوگری . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ طیفی واژهدان
آلودگی، نارکوتیسم، مصرف خلسه، نشئگی نارکوز [مواد مخدر]
واژگان فارسی سره واژهدان
خویگری، خوگرفتن، پای بندی، بنگش