واژه جو

اعال لال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اعال لال .[ ] (اِخ ) صاحب اخبار الدولة السلجوقیه در ذیل عنوان ذکر سیر سلطان اعظم الب ارسلان به روم آرد: سپس سلطان الب ارسلان لشکریان را بسوی سپیدشهر روان کرد و جنگهای سخت روی داد. آنگاه آهنگ شهر دیگری کرد که آن را اغاک لال گویند. (از اخبار الدولة السلجوقیه ص ٣٧). ودر حاشیه آمده است که ابن اثیر اعال لال آورده است .

معنی اعال لال | واژه جو