واژه جو

اطمحرار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اطمحرار. [ اِ م ِ ] (ع مص ) نوشیدن چنانکه آکنده شودو وی را زیان نرساند. (از متن اللغة). اطمحرار و اطمخرار؛ نیک نوشیدن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).

معنی اطمحرار | واژه جو