واژه جو

اطفای حریق کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

اطفا کردن، آتش نشاندن، خاموش کردن، فرونشاندن، خفه کردن، آب برآتش ریختن، میراندن، میرانیدن، کشتن، آتش‌را ملایم کردن

معنی اطفای حریق کردن | واژه جو