اصل و فرع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اصل و فرع . [ اَ ل ُ ف َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ریشه و شاخه . ◄ سرمایه و ربح : نه پیشه نه بازارگانی نه زرع چنین مایه را چون بود اصل و فرع ؟ نظامی . رجوع به اصل شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
میانه و کناره، مهاد و کهاد، مغز و پوسته، شیرازه و رویه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی