واژه جو

اصطماخیقون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصطماخیقون . [ اِ طُ ] (معرب، اِ) نوعی از داروی کارکن است . و اهل الهند یخلطونه بادویتهم الکبار المعجونات و الاصطماخیقونات وغیرها من الادویة المسهلة. (ابن البیطار). ج، اصطماخیقونات . (از دزی ج ١ ص ٢٦). و رجوع به اصطمخیقون شود.

معنی اصطماخیقون | واژه جو