واژه جو

اصطلخ سر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصطلخ سر. [ اِ طَ س َ ] (اِخ ) از دیه های تنکابن است . رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد ص ١٤٤ شود.

معنی اصطلخ سر | واژه جو