واژه جو

اصطلاح

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اِ طِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) سازش کردن، صلح کردن. ۲- (اِ.) واژه‌ای که به علت کثرت استعمال عمومی، معنایی غیر از معنای اصلی خود را شامل می‌شود. ۳- لغتی که جمعی برای خود وضع کنند و به کار برند. ج. اصطلاحات.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی اصطلاح | واژه جو