واژه جو

اصطرار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصطرار. [ اِ طِ ] (ع مص ) اصطرار سُم ؛ سخت تنگ بودن آن . (از اقرب الموارد). تنگ بودن سم . (قطر المحیط). تنگ بودن یا ترنجیده بودن سم . (ازمنتهی الارب ). تنگ شدن سم ستور. (زوزنی ). تنگ شدن سم . (تاج المصادر بیهقی ). تنگ شدن سنب . ◄ فریاد کردن : جاء یصطر؛ ای یصخب . (از اقرب الموارد).

معنی اصطرار | واژه جو