واژه جو

اصطخرزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصطخرزی . [ اِ طَ رَ ] (ص نسبی ) نسبت به اصطخر. اصطخری . (از معجم البلدان ). و جوالیقی آرد: ابوحاتم گفته است در نسبت به اصطخر اصطخرزی گفته اند چنانکه در نسبت به مرو گویند مروزی . (از المعرب ص ٣٨).

معنی اصطخرزی | واژه جو