واژه جو

اصحب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصحب . [ اَ ح َ ] (ع ص ) حمار اصحب ؛ خر که رنگش مایل به سرخی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ میگون . (محمودبن عمر ربنجنی ).

معنی اصحب | واژه جو