واژه جو

اصحاب کیمیا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصحاب کیمیا. [ اَ ب ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کیمیاگران . گروهی که میپنداشتند میتوان از راه بدست آوردن ماده ٔ اکسیر، زر و سیم بروش مصنوعی بدست آورد. رجوع به مقدمه ٔ ابن خلدون ترجمه ٔ پروین گنابادی ج ٢ ص ١٠٧٥ و ١١١٢ شود.

معنی اصحاب کیمیا | واژه جو