واژه جو

اصبیرار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصبیرار. [ اِ ] (ع مص ) شکیبایی کردن . صبر کردن . (از قطر المحیط). و رجوع به اصبرار شود.

معنی اصبیرار | واژه جو