واژه جو

اصاعد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصاعد. [ اِص ْ صا ع ُ ] (ع مص ) برآمدن . (منتهی الارب ). بر نردبان یا کوه بالا رفتن . لغت یا لهجه ایست در تصاعد که در آن قلب و ادغام پدید آمده است . (از قطر المحیط).

معنی اصاعد | واژه جو