واژه جو

اشیمنتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشیمنتی . [ ] (اِخ ) (شیخ ) علی بن محمود. او راست : الفتح الرحمانی علی الفیض الربانی در توحید و تصوف چ مصر ١٣٠٧ هَ . ق . (از معجم المطبوعات ).

معنی اشیمنتی | واژه جو