واژه جو

اشکورانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشکورانی . [ اَ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن حسن بن محمدبن ابراهیم بن ابرویه اشکورانی . متوفی بسال ٤٩٣ هَ . ق . از محدثان بود. ابوطاهر محمد گوید: وی به اصفهان آمد و من بر او قرائت کردم و از سال تولدش پرسیدم، گفت : مولدم بسال ٤١٧ هَ . ق . بوده است . (از معجم البلدان ).

معنی اشکورانی | واژه جو