واژه جو

اشناذجرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشناذجرد. [ اَ ج ِ ] (اِخ ) قریه ای است در نهاوند. (مراصد الاطلاع ). قریه ای است .... سلفی ابوالعباس احمدبن حسن بن محمدبن علی اشناذجردی بدان منسوب است .... و گفت وی در نهاوند این اشعار را برای من انشاد کرد: فؤادی منک منصدع جریح ونفسی لاتموت فتستریح و فی الاحشاء نارٌ لیس تطفی کأن وقودها قصب و ریح . (از معجم البلدان ).

معنی اشناذجرد | واژه جو