واژه جو

اشبار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشبار. [ اِ ] (ع مص ) مال را به کسی دادن . عطا کردن . (منتهی الارب ). عطا دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). بخشش کردن .

اشبار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شِبْر. (دهار) (منتهی الارب ). و آن یک بدست است، وآن مابین سر ابهام و سر خنصر است . وجبها. بدستها.

معنی اشبار | واژه جو