واژه جو

اسیاف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسیاف . [ اَس ْ ] (ع اِ) ج ِ سیف .شمشیرها : بقایای اسیاف در مخارم شعاف راه خلاص و طریق نجات طلبیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١٢٧٣ ص ١٩٥، تطبیق با نسخه ٔ خطی متعلق به کتابخانه ٔ مؤلف ). ◄ ج ِ سیف . سواحل دریا. ◄ هم اسیاف ٌ؛ یعنی ایشان گروههااند. (منتهی الارب ).

معنی اسیاف | واژه جو