اسکلت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ کِ لِ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن جانوران شکل میبخشد، استخوان - بندی (فره).<BR>۲- (عا.) بسیار لاغر.<BR>۳- چهار - چوب.<BR>۴- استخوان بندی تحمل کنندة بار ساختمان. ؛ ~ بتونی ویژگی ساختمانی با اسکلت ساخته شده از بتون. ؛ ~ فلزی ویژگی ساختمانی با اسکلت ساخته شده از فلز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ کِ لِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- داربست یا چارچوبی از استخوانهای مربوط به هم که به بدن جانوران شکل میبخشد، استخوان - بندی (فره). ۲- (عا.) بسیار لاغر. ۳- چهار - چوب. ۴- استخوان بندی تحمل کننده بار ساختمان. ؛ ~ بتونی ویژگی ساختمانی با اسکلت ساخته شده از بتون. ؛ ~ فلزی ویژگی ساختمانی با اسکلت ساخته شده از فلز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسکلت . [ اِ ک ِ ل ِ ] (فرانسوی، اِ) (از یونانی اسکلتس ) استخوان بندی بدن آدمی و حیوان . ♦ مثل اسکلت ؛ سخت لاغر.
واژگان فارسی سره واژهدان
استخوانگان، استخوانبندی، استخوان بندی