واژه جو

اسکرار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسکرار. [ اَ ک ُ ] (اِ) مؤلف مؤیدالفضلا آورده : بفتح یکم و ضم سوم، زاغ (کذا فی الدستور). اقول : غالب آنست که این از باب تصحیف و تحریف کاتب است، اسکدار را اسکرار نوشته است و کتابت دال و راء قریب است و الاغ را زاغ نوشته است بدینکه الف را در یکی ترک کرد و در دیگری لام را گمان برده که زاء است باجتهاد.

معنی اسکرار | واژه جو