واژه جو

اسپنجاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسپنجاری . [ اِ پ َ ] (اِخ ) یکی از قراء سابق رادکان از نواحی شادکوه و ساور مازندران . (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص ١٢٦ بخش انگلیسی ).

معنی اسپنجاری | واژه جو