واژه جو

اسوکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسوکی . [ ] (اِخ ) یکی از قبایل لر. (تاریخ گزیده چ لندن ج ١ ص ٥٣٩).

معنی اسوکی | واژه جو