واژه جو

اسون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسون . [ اُ ] (ع مص ) از حال بگردیدن آب . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). از حال بگشتن آب . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). اَسَن . متغیر شدن آب . برگردیدن مزه و رنگ آب . تغییر طعم و لون آب .

معنی اسون | واژه جو