واژه جو

اسلیمی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسلیمی . [ اِ ] (ص نسبی، اِ) نوعی نقاشی . هلو زدن . (مجموعه ٔ لغت خسروی کرمانشاهانی ). رجوع باسلیم خطائی و اسلیمی خطائی شود.

معنی اسلیمی | واژه جو