واژه جو

اسفورقان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسفورقان . [ ] (اِخ ) از اقلیم چهارم است، طولش از جزایر خالدات صه و عرض از خط استوا لومه . شهری کوچک است و درو جز غله حاصل نیست . (نزهة القلوب ج ٣ ص ١٥٧، ١٥٨ و ١٥٥).

معنی اسفورقان | واژه جو