اسعاط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسعاط. [ اِ ] (ع مص ) دارو در بینی ریختن . دارو به بینی واکردن . (تاج المصادر بیهقی ). دارو به بینی فروبردن . (زوزنی ). سَعوط در بینی کردن . دارو ریختن در بینی . (منتهی الارب ) : اسعطه الدواء. ◄ مبالغه کردن در تفهیم علمی . ◄ نیزه بر بینی زدن و بعضی گفته اند نیزه زدن مطلقا. (از منتهی الارب ). نیزه بر سینه زدن . (تاج المصادر بیهقی ).