واژه جو

اسطول

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسطول . [ اُ ] (معرب، اِ) سفینه . کشتی .(دزی ج ١ ص ٢٢). ◄ جهاز جنگی . سفینه ٔ حرب . کشتی جنگی . (مقریزی از تاج العروس ). ج، اساطیل .

معنی اسطول | واژه جو