واژه جو

اسطفلین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسطفلین . [ ] (معرب، اِ) حکیم مؤمن گوید: اسطافالس بیونانی جزر است و بلغت روم اسطفلین و بلغت شام اسطون نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). گزر. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). زردک . رجوع به اسطافالس و اسطفین شود.

معنی اسطفلین | واژه جو