واژه جو

اسطفانس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسطفانس . [ اِ طِ ن ُ ] (اِخ ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا بحث کرده و بعمل اکسیر تام دست یافته است . (ابن الندیم در عیون الانباء ابن ابی اصیبعه ج ١ ص ٢٢). اسطفانس یکی از اطباء دوره ٔ فترت بین مینس و برمانیدس یاد شده . و رجوع به اصطفانوس شود.

معنی اسطفانس | واژه جو