واژه جو

اسطراطوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسطراطوس . [ ] (اِخ ) بیرونی در التفهیم در عنوان «حدودچه چیزند» آرد: «ولیکن مردمان اندرین بخلاف اند. از آن هست که بکلدانیان منسوبست و ایشان بابلیان اند بقدیم . و هست که اسطراطوس کردست .» و نسخه بدلهای آن اسطراطو، اسطرالموس است . (التفهیم ص ٤٠٩ متن و حاشیه ).

معنی اسطراطوس | واژه جو