واژه جو

اسرف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسرف . [ اُ رُ ] (معرب، اِ) معرب سرب . اسرب . (دزی ج ١ص ٢١) (الجماهر بیرونی ص ٢٥٨). رجوع به اسرب شود.

معنی اسرف | واژه جو