واژه جو

اسراع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسراع . [ اِ ] (ع مص ) شتابیدن . (تاج المصادر بیهقی ). اکراب . توحّی . شتافتن . بشتافتن : اسرع فی السیر؛ بشتافت . (منتهی الارب ). ◄ تیزگام شدن . ◄ صاحب ستور شتاب رو شدن . (منتهی الارب ). خداوند ستور تیزرو شدن . (تاج المصادر بیهقی ). صاحب شتر تیزرو شدن . صاحب چاروای شتاب رفتار شدن . ◄ شتاباندن . شتابانیدن .

معنی اسراع | واژه جو