اسراج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسراج . [ اِ ] (ع مص ) روشن کردن چراغ و فراگرفتن آن . (منتهی الارب ). چراغ را افروختن . (زوزنی ). چراغ فراگرفتن . (تاج المصادر بیهقی ): و یقال انه کان یسرج علی قبره [ قبر اسقلبیوس ] کل لیلة الف قندیل . (عیون الانباء ج ١ ص ١٦ س ٣). ◄ زین بر ستور نهادن . زین نهادن اسب را. (منتهی الارب ). زین برکردن ستور. (تاج المصادر بیهقی ).