واژه جو

اسدسوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسدسوار. [ اَ س َ س َ ] (ص مرکب ) شیرسوار. ◄ صفتی است خورشید را که برج اسد خانه ٔ اوست : خورشید اسدسوار یابم بهرام زحل سنان ببینم . خاقانی .

معنی اسدسوار | واژه جو