اسدروبعل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسدروبعل . [ اَ ب َ ] (اِخ ) اسدروبال . یکی از سرداران و فرماندهان سپاه که مدت مدیدی در قرطاجنه برابر اسکی پیون امیلیان مقاومت کرد و عاقبت در تاریخ ١٤٦ ق .م . مجبور بتسلیم شد. زن وی از این حرکت نامردانه برآشفته بقصد انتقام سر فرزندان خویش را از تن جدا کرد و خود را نیز به آتش افکند. (قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع بحلل السندسیة ج ٢ ص ١٩٧ و ٢٠٠ شود.
اسدروبعل . [ اَ ب َ ] (اِخ ) یکی از سرداران قرطاجنه و داماد آمیلکار. وی بعد از وفات پدرزن خویش در ٢٢٩ ق .م . سمت سرداری سپاهیانی که از جانب قرطاجنیون بتسخیر اسپانیول مأمور بودند، داشت و دامنه ٔ فتوحات را تا نهر ابره توسعه داده و شهر قرطاجنه را بناکرد و او بسال ٢٢٠ ق .م . بدست غلامی کشته شد. (قاموس الاعلام ترکی ).
اسدروبعل . [ اَ ب َ ] (اِخ ) (برقه ) پسر آمیلکار و برادر آنیبال معروف . وی در ٢١٨ ق .م . در اسپانیا فرمانده کل لشکر بود و در ابتدای امر مغلوب شد و بعداً بیاری ماس نیسا پادشاه نومیدیا و اسکیپیون از سرداران روم را مغلوب و پراکنده ساخت و با عدّه و عدت فراوان بکمک برادر به ایتالیا شتافت و بدانجا مغلوب و مقتول شد و سپاهیان دشمن سر وی را از تن جدا کرده به اردوگاه برادر وی افکندند. (قاموس الاعلام ترکی ).