واژه جو

اسداس

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(اَ) [ ع. ] جِ سَدَس. ؛~ در اخماس زدن الف - شش در پنج زدن. ب - قمار کردن. ج - حیله کردن.

معنی اسداس | واژه جو